خرید بک لینک
سلام

دوباره یه سال دیگه داره تموم میشه وتو هنوز نیومدی دلم برات تنگ شده دلم برای دستهات تنگ شده دلم برای دراز کشیدنت روی پام ومن مشغول رانندگی کردن تنگ شده .....

خداجون میشه یه مرتبه که میام صفحه وبلاگم رو بازمیکنم ببینم برام نوشته

دوستت دارم وبهم دلیل رفتنش بگه واقعا خداجون دلت بحالم بسوزه خداجون خودت میدونی هیچی بدتراز عاشقی نیست.....

راستی بچه الان ساعت 2:30صبحه چندروز دیگه عیده امروز یاده لحظه ای که توی ماشین ع نشسته بودیم وداشت ع منو جلوی توخورد میکرد که پول ندارم سواد ندارم ومن داشتم خودم میخوردم وتوی این ناراحتی تو عقب نشسته بودی وناگهان درلحظه ای که ع گفت دیگه قرارنیست ببینمت توبرگشتی گفتی لاکرونیا

(دوستت دارم)واین آخرین حرف توبود داشتم به جون خودت به حرفت فکرمیکردم وگریه میکردم ......

خداجون دراین آخرسال بعنوان عیدی ازت برگشتن بچه رو میخوام همین برام انگار دنیاست وبس ..

ازهمه دوستانی که این وبلاگ می خونن خواهش میکنم برام دعا کنن انشالله هیچ عاشقی چشم براه نمونه....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 2:30 توسط بچه |

برچسب: دوباره,دیگه, نویسنده: رها قنبری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

صفحه بندی